محمد بن علي بن سليمان الراوندي
69
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )
سلطان قاهر ابو الفتح كيخسرو خلّد اللّه ملكه بر محاسن مواظب داراذ و از مساوى مجتنب ، و مهتر و بهتر انبيا محمّد مصطفى عليه الصّلوة و السّلم گفت عدل يك ساعته بهترست از عبادت هفتاذ ساله كچون پاذشاه عدل كنذ رعيّت در امن بطاعت حق مشغول شوند در هر ساعتى هفتاذ ساله عبادت در مملكت پاذشاه ظاهر گردذ و چون سبب و وسيلت آن عبادت عدل پاذشاه بوذه باشذ در ثواب مشارك باشند ، و در عمر و مال و نعمت و فرزند و خانهء او بركت پيذا آيذ ، مثل : العدل اقوى جيش و الامن اهنى عيش « 1 » ، عدل بنيروتر سپاهيست و امن نيكوتر دستگاهيست ، شعر : انّ فريذون لم يكن ملكا * و لا من المسك كان معجونا بالعدل و الجود نال مكرمة * فاعدل وجد كى تكن « 2 » فريذونا ( فريذون فرّخ فرشته نبوذ * ز مشك و ز عنبر سرشته نبوذ بداذ و دهش يافت اين فرّهى * تو داذ و دهش كن فريذون تويى ) « 3 » جهان چون بذو برنماند اى پسر * تو نيز آز مپرست و انده مخور « 4 » ز بيداذگر شاه بايذ گريز * كزو خيزد اندر جهان رستخيز « 5 » جهان را چو آباذ دارى بداذ * بوذ تخت آباذ و بخت از تو « 6 » شاذ « 7 » بمانذ به تو تاج شاهى و تخت * شوى شاذ و روشندل و نيكبخت و اگر نعوذ باللّه و عياذا به من سخطه پاذشاه ظلم كنذ رعيّت از عبادت
--> ( 1 ) فق f . 14 a ( 2 ) سهو واضح است زيرا كه بعد حرف « كى » مضارع منصوب بايد باشد ، اگر بجاى « جد كى » فعل امر « اكرم » يا « انصف » يا كلمهء ديگر مثل اين باشد صحيح بشود و در كتاب المعجم فى تاريخ ملوك العجم اين مصراع اينطور است : فجد و انصف تكن فريدونا ، ( 3 ) شه ص 46 - 47 ( 4 ) ايضا ص 47 س 24 ( 5 ) ايضا ص 1785 س 8 ( 6 ) ن ا : تو ( 7 ) شه ص 1787 س 28